من یه کله شق هستم...شما چی؟

خرید بک لینک
( این متن و تمام متن های این وبلاگ برای دل خودمه و خودم...نه خود نمایی درش هست و نه لزومی میبینم که به کسی توضیحی بدم در موردشون...نظری هم گاهی دوستان برام میذارن از لطفشونه...و گرنه اصلا و ابدا نیازمند تایید و تحسین و کامنت هیچکسی نیستم)

خیلی وقتا بوده که بهم گفتن:

پسر خوب! نمیتونی بخدا شدنی نیس و ازین حرفا

من خودمم خیلی وقتا خسته شدم; اشک ریختم و حتی شده یک هفته کلا قفل بودم...ولی نخواستم کم بیارم...

قبل اینکه ادامه بدم میخواام بگم اینا شعار نیست...شمایی که داری اینو میخونی و بهم پوزخند میزنی و دل میسوزونی برام و اینا

آره دوست خوب با شمام..من همینجا بهت قول میدم جوری موفق بشم که بعد از موفق شدنم دوباره بیای روزی صد بار همین نوشته هامو بخونی و بهم به چشم یه الگو نگاه کنی و نوشته هامو بدی به دوستات هم بخونن..

میدونی!

من دنبال این حد از موفقیت توی زندگیمم...نه فقط بحث کنکور...توی خیلی از موارد دیگه هم برنامه دارم و وقتی ثمر داد نتیجه اش رو اطرافیانم خواهم دید

خیلی وقتا بوده که تصمیم گرفتم مث بقیه باشم...نه اینکه الانم خاص باشما...نه اینکه فکر کنی از بقیه بهترمااا..نه اصلا

ولی چند ساله دیگه اگه این فکر ها رو در موردم کردی به احتمال زیاد درسته...

من خیلی بدبختی از لحاظ روحی و روانی کشیدم تا حالا...خیلی افت خیز داشتم...از اخراجم از مدرسه توی سال آخر دبیرستان تا افسردگی حاد چندین ماهه و خیلی موارد دیگه که نمیخوام بهشون ورود کنم...من اینجام چون میخوام سناریوی زندگی خودم رو بنویسم...

میخوام بنویسم تا این نوشته های دور نمایی باشن واسه فردا و فردا های بعد...اینجا از غم هام نوشتم از شادی هامم نوشتم...به خداوند هم قسم که فقط نوشتم تا خالی شم...تا ذهنم باز بشه...و به هیچ وجه مخاطب خاصی جز خودم نبوده...

من اینجا هستم چون تنها جایی که میتونم از واقعیت های زندگیم بنویسم...از روز های شاد و پر انرژی که داشتم نوشتم...همینطور از روز های ابری که به سختی سپری کردم...

من نمیگم فرق دارم من نمیگم غم ندارم ولی اینو میگم که دل پری ازین دنیا دارم و به خاطر همین دل پر هم که شده به تمام آرزوهایی که دارم میرسم...

حتی اگه شما و اطرافیانم بهم بخندید و منو مسخره کنید...این بماند

وقتایی هست که از درون خودمم صدای تمسخر میاد..صدای خنده میاد...میگم: اشکال نداره...بالاخره میشه...بالاخره میتونم...

من واقعا خندم میگیره به بعضی کامنت هایی که میفرستید واسم و میگید وانمود میکنی به خوب بودن...هر چند برام مهم نیست ولی برای بار آخر میگم: روزی هم میرسه که خیلیا وانمود میکنن به فرشاد بودن

بله! اینطوریاس

اونوقت باید به اونا گفت خودتون باشید

با وجود احترام زیادی که برای مخاطبان وبلاگم دارم ولی مهم نیست اگه این متن به مذاق خیلی ها خوش نیاد...مهم نیست اگه کسانی باشن که این متن رو خوندن و توی دلشون خطاب به من گفتن پسره ی بدبخت از خود راضی هنوز هیچی نشده چقدر دور برداشته

بخدا که مهم نیست... من حداقلش جرأت فکر کردن به آرزو های بزرگم رو دارم..بقیه چی؟

اصن خود تو چی؟ یه چند لحظه فکر کن ببین بزرگ ترین آرزوت توی زندگیت چیه؟

خب...حالا جسارت داری خودتو تصور کنی در حالی که بهش رسیدی؟ نه

بیشتر از یک ثانیه هم نمیتونی...

اما من دارم! خوبشم دارم

من شاد میشم...میپرم بالا و پایین ذوق میکنم

غمگین میشم میشینم گوشه اتاقم قفل میشم ساکتم...

اما در هر حال چه شاد و چه غمگین حواسم هست که ادامه بدم...الحمدالله که حسود و بخیل و عقده ای دور هممون زیاده...اینجانب تا بادکنک آرزو هام اوج میگیره که پرواز کنه یه لشکر آدم سوزن به دست اومدن سراغم

جالبه واسم... :/

اما من موندم...و نرفتم...و تمسخر و کنایه به چون خریدم تا به جای بادکنک یه بالن بسازم که سوزن که هیچی گلوله تانک هم بهش اثر نکنه...

ریا نباشه از آبان ماه هم که توی آزمون های گزینه دو شرکت میکنم جز فیزیک تمام درصد های اختصاصی من بالای 60 درصد بوده

و توی عمومی ها هم وضعیت به همین منوال و چه بسا بهتره

هر چند هنوز هم ضعف دارم ولی مطمئنم تا قبل اردیبهشت تمام کتاب هام رو خواهم جوید!

زیاد از درس خوندن هام و آزمون هام نگفتم چون لزومی نداشت ولی ایشالا باشم و باشید مرداد ماه که عکس کارنامه ام رو بزارم تا نتیجه دو سال بدبختی منو دوستان مشاهده کنن...

و همچنین عکس هایی از دانشجو شدنم و اون کارت دانشجویی که دارم واسش تلاش میکنم...

من توی این مدت از لحاظ روحی پشتیبانی نداشتم...این وبلاگ رو ساختم تا خودم رو مخاطب قرار بدم که هی فلانی تنها نیستی...

نه به کسی بدهکارم نه اصن خوشم میاد تلاشی برای راضی نگه داشتن کسی بکنم...همین که گلیم خودمو از آب بکشیم بیرون برام کفایت میکنه...

من هیچ ادعایی در هیچ زمینه ندارم...ولی محکم باقی میمونم...من هیچی ندارم هیچی...نه بابای پولدار نه پارتی نه رانت...هیچی!

اما من یه کله شق هستم....بقیه خوششون بیاد یا من همینی ام که هستم...مهم اینه خودم از خودم خوشم میاد...اعتماد به نفسمم قبلا دادم بد خواهام کردن توی حلقشون و خفه شدن...

بلا نسبت شما خوانندگان عزیز البته

+زلال باشیم مث اشک یه بچه دبستانی وقتی رفته پای تابلو درس جواب بده ولی بلد نیست

فعلا

و صبح....And moing...

ما را در سایت و صبح....And moing دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:35

صفحه بندی