یه نفر رو میشناسم که همیشه میخنده چون میدونه بالاخره پیروز میشه...به همه لبخند میزنه از کاسب محله گرفته تا همسایه های بد اخلاقش...دقیقا نمیدونم اینهمه انگیزه رو از کجا میاره ولی مطمئنم که موفق میشه
صبحا توی آینه بهم سلام میکنه و میگه صبحت بخیر و ضمنا مهم نیست که دوسال عقب افتادی سعی کن مثل بقیه نباشی و بخندی به ساز و کار این دنیا...بالاخره تو هم موفق میشی
یه نفر رو میشناسم که در برابر چشم غره های خانوادش لبخند تحویلشون میده و اصلا براش مهم نیست که
دختر اکبر آشپز یا پسر اسمال آقا قصاب با سهمیه دندان پزشکی کاشان قبول شدن
و با ماشیناشون میان قیژژژژ از جلوش رد میشن وقتی که اون داره پیاده راه میره
از نظرش این موفقیت ها بی ارزشه(نه اینکه حرف بزنه ها واقعا واسش بی ارزشه)
یه نفر رو میشناسم که میدونه اوضاع مملکتش خیلی خیطه ولی اصلا عین خیالش نیست و با نهایت توانش روی هدفش متمرکزه چون کاری جز این از دستش برنمیاد
بعضیا بش میگن سال دیگه هم همینی میشی که حالا شدیااا... خب اونم سکوت میکنه چون فعلا حرفی برای گفتن نداره ولی میدونه که موفقیتش دیر یا زود داره ولی سوخت و سوز نداره! و اونوقت قیافه ی این افراد خیلی دیدنی خواهد بود...بگذریم!
خب مطمئنه دیگه به خودش دیده
یه نفر رو میشناسم که شبا با خیال آسوده میخوابه
چون مطمئنه میتونه هر روزش رو بهتر از قبل کنه...
مث ایشون باشید!



ما را در سایت و صبح....And moing دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 80