مــوفق میشویم یا شکست نصیبمان خواهد شد؟...تشویق است یا تنبیه؟...رضایت یا ندامت؟...بهــت و حیــرت دشمنانت یا خوشحالی شان؟
اشــک شوق یا غم؟...نهایــت و غایــت این مسیر پر فراز و نشیب چه رخ خواهد داد؟!...میدانم و میدانی که خواهد گذشت اما به چه قیمتی؟...
لحظه ای چشمانت را ببند و خــوب به سوالاتم فکــر کن...
[کمــی مکث]
هر چــه خدا بخواهد، هر چه قسمت باشد و نظایر اینها جواب نیست...جواب در جای دیگریست...جواب در بیداری های توست...در تلاش هایت،در بلند شدن هایت بعد از هر شکست،
در ناامید نشدن هایـت،در مداومت هایـت...جوابم را در خواب آلودگی ها،خستگی ها و کج خلقی های روزهایت میبینم...از غم عمیق چهره ات...از اینکه امروز آنگونه که میخواستی نشد هایت!!!
اگــر برایت مهم است،اگــر می کوشی تا به آن مـن ِ آرمانی تبدیل شوی...
اگــر میجنگی تا که ثابت کنــی که تو هم میتوانی...که تو هم عرضه ی درخشیدن را داری
اگــر بار درسهایت،سنگین تر از توان توست..اما باز هم کم نمی آوری
بگذار خیـــالت را راحت کنم...تـــو یک برنده ای...فارغ از نتیجه ای که در پایان نصیبت خواهد شد!...حداقلش اینست که هر آنچه در توان داشته ای به کــار بسته ای،دست رو دست نگذاشته ای تا اوضاع خود به خود بهبود یابد...
تو هم شایسته ی تقدیری،تویــی که سختی ها را به جان میخری به امید پیروزی...مهم نتیجه نیست،مهم فکر بزرگ توست،مهم آن هدفمندی توست،مـــهم آن موانعی هست که مردانه از سر راهت برمیداری،وگرنه نتیجه چیزی جز چند عدد و رقم بی ارزش نخواهد بود...
مـــهم،قدردانی تو نسبت به پدر مادرت است...رنج میکشی تا شاید با پیروزی ات فقط ذره ای از رنــج هایشان کم کنی...اینکه آنقدر معرفت داری که خوشنودی شان را به راحتی خودت ترجیح دهی
[کمی اشک،کمــی احساس] 
پس دوست من!...ارزشت بیشتر از این حرف هاست،که بخواهنــد قیمتت را با اعداد پایان کار بسنجند...بگذار بقیه هر چه میخواهند بگویند...یک شیـــر حتی شکست خورده هیچگاه ذهنش را درگیر عقاید گوسفندان نمیکند
پس سرت را بالا بگیــر و لبخند بزن
فــرشاد
موضوعات مرتبط: دلنـوشته ها
ما را در سایت و صبح....And moing دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 136