در میــان رگبار مشکلات،باز هم برو

خرید بک لینک
حــتی تصورش هم دردناک است!

که مــوقع پا گذاشتن به دنیا،

نه دستی برای انجام کارهای روزمره ات داشته باشی و نه پایی برای راه رفتن...درست موقعی که در دوران طفولیت همـسن و سالی هایت مشغول شادی کردن و دویدن هستند،تـــو بر روی ویلچر باشی

دقیـــقا زمانی که همه در حــال ساختن رویاهای دوران کودکی برای دوران بزرگسالی هستند تــو کابوس سال های آینده ات را رقم بزنی

به مــن بگــو اگر جایش بودی چه میکردی؟

روزی از همین روز های به قول خودم و شایــد خودت کسل کننده،وقتی بی هدف و صرفا برای پر کردن بی حوصلگی هایم در حال اتلاف دقایقم در صفحات گوناگون وب بودم ناگاه چشمم به اسمش افتاد...

نـیک وی آچیچ

اینکه اسمش را شنیده ای تا به حال یا نه برایم مهم نیست...مهم روح بزرگ درون وجودش است نه چیز دیگر

همان بچه ی نگون بختی که بدون دو دست و دو پایی که من و جنابعالی قدرش را نمیدانیم متولد شد...همان فرد به ظاهر بیچاره ای که به خاطر تمسخر همکلاسی هایش بارها دست به خودکشی زد...اما همچنان ندایی قدرتمند او را به زنده ماندن فرا میخواند...

بگذریم...اما حال چه؟...حالا که سال ها از تولد ناقصش میگذرد نویسنده ی معتبر در کشور خودش شده،و یک سخنران انگیزشی معروف که امید بخش میلیون ها نفــر در سرتاسر دنیاست..فردی که علیرغم معلولیت،محدودیت برایش معنا نداشت

با وجــود مشکلات عدیده و فراوانش از میلیون ها انسان سالم ِ دست و پا دار(!) موفق تر عمل کرده...حالا از خودم و از تــو سوال دارم..آیا شرایط من و تو آنقدر سخت و طاقت فرساست؟که اینهمه عاجزانه از زمین و زمان مینالیم و هر چه فحش و ناسزاست حواله ی آزمونی بنام کنکور میکنیم که شاید موفق شدن در آن آنقدر ها هم سخت نباشد؟

اگــر نگاهی به اطرافمان بکنیم انسان های مشابه بسیاری را خواهیم دید که با وجــود مشقات زندگی باز هم،باااااز هم امید به بهبود شرایط دارند...واقعا میگویم،از خودم خجالت میکشم...چرایش کاملا مشخص است...>

فــرشاد

موضوعات مرتبط: دلنـوشته ها

و صبح....And moing...

ما را در سایت و صبح....And moing دنبال می‌کنید

برچسب: مشکلات,باز, نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 18:10

صفحه بندی